تبليغاتX
رنگارنگ

رنگارنگ
... از دل می گوید نسیم دل انگیز بهاری


به نظر می رسد که در طی اعصار به تدریج این حالات و عوامل مربوط به ساختمان درونی و فکری انسان در ژن های بدن ذخیره شده و از نسلی به نسل دیگر منتقل می شود. 
 بهترین راه درمان استرس در افراد این گروه استفاده از ورزش یوگا است.
در تاریخ پزشکی آمده است فرزندانی که به محض تولد از مادر خود جدا شده و به نقاط دوردستی برده شده اند ولی بعد از سی یا چهل سال این مادر و فرزند در کنار هم قرار گرفته اند،ملاحظه شده که بسیاری از صفات از مادر به فرزند منتقل شده و تعداد زیادی از خصایص مربوط به شخصیت مادر در فرزند خودنمایی می کرده است.یعنی محیط نتوانسته است این خصوصیات را در فرزند تغییر دهد. آنچه مسلم است گروه خونی، در ساخت شخصیت ما نقش بسیار مؤثری دارد و این مسئله برای دانشمندان و محققین روشن شده است. 

ویژگی های شخصیتی گروه خونی   O
افراد این گروه دارای ژنی در بدن هستند که به آنها قدرت تحمل مصائب، اعتماد به نفس ، شهامت  و خوشبینی  می بخشد. افراد این گروه خود را باور دارند و به خود اهمیت فراوان می دهند. علت این امر آن است که گروه O قدیمی ترین گروه خونی افراد جهان است و اجداد این گروه به ورزش ، شکار ، حمله به حیوانات، و مقاومت در برابر مشکلات  عادت داشته اند و این عادت به افراد بعدی این گروه منتقل شده است. 
به هر حال افراد این گروه خونی، افرادی مصمم، کوشا، جدی، قاطع و پابرجا هستند و اگر تحقیق کنید خواهید دید که بسیاری از سیاستمداران فعلی جهان در گروه خونی O قرار دارند.

ساختار شخصیتی گروه خونی A  
از خواص مهم افرادگروه خونی A آن است که از خوردن سبزی لذت می برند و دارای دستگاه هاضمه بسیار ظریف می باشند. سیستم دفاعی آنان با جایی که در آن زندگی می کنند خوب همسانی پیدا می کند.در برابر حوادث روحی مثل استرس  ها و ناراحتی های فکری با آرام کردن درون خود خوب مقاومت می نمایند و افرادی فعال و سازنده به شمار می روند.

افراد این گروه در معرض ابتلای به استرس  ها قرار دارند و بهترین راه درمان استرس  در افراد این گروه استفاده از ورزش یوگا است.به طور کلی ورزش های سبک برای افراد این گروه بسیار مفید است. احترام دیگران را رعایت می کنند و از خود خاطره خوبی در سایر افراد باقی می گذارند. نخستین افراد این گروه از بدو پیدایش انسان در کره زمین افرادی باهوش ، حساس و باشوق بودند و قادر بودند با حوادث محیط خود مبارزه کنند. این افراد می توانند در مواقع حساس به خوبی تصمیم بگیرند و خوب و صحیح عمل کنند.

همچنین آنها قادرند که در مواقع سخت، اضطراب  و هیجان خود را به خوبی کنترل کنند. اما وقتی هیجان و ناراحتی آنها از حد فراتر رود این افراد منفجر می شوند افراد این گروه نمی توانند برای کارهایی که به مدیریت دقیق نیاز دارد نامزدهای مناسبی باشند در حالی که افراد گروه O دارای این صلاحیت می باشند. 

گروه خونی B 
افرادگروه B در برابر برخورد با حوادث می توانند بلافاصله تغییر وضع داده و خود را با شرایط زمان و مکان هم آهنگ کنند؛ این سخن به آن معنا نیست که در فکر خود پابرجا نیستند بلکه منظور آن است که می توانند با هر تغییری هماهنگ شده و خود را از برخورد با مشکلات در امان نگه دارند.افراد گروه B قادرند در مقابل بسیاری از بیماری های شایع مقاومت و پایداری کنند.حتی اگر  بیماری های قلبی  و سرطانی هم بگیرند باز هم عمر بیشتری می توانند داشته باشند.

این افراد در مقابل بیماری ها مقاومت بیشتری نشان می دهند و کمتر از سایر گروه ها بیمار می شوند. کارهای روزمره را با نهایت دقت و نظم انجام می دهند. بهره وری از ورزش و خوردن غذای فراوان برایشان مفید است.شرایط زندگی برای این افراد راحت تر است. کمتر دچار برخوردهای ناراحت کننده می شوند؛ به خوبی می توانند نظرات دیگران را درک کنند. 
30 تا 40 درصد از میلیونرها از گروه خونی B هستند. بسیاری از مدیران و اشخاص سطح بالا در جهان گروه خونی B دارند. افراد این گروه دارای تعادل چشمگیر و هماهنگی اعمال بدن هستند.
انرژی های مختلفی که در بدن آنها وجود دارد موافق و موازی هم می باشند و به همین جهت این افراد کمتر دچار بیماری می شوند.خواص گروه خونی B داشتن زندگی منظم و آرام است. 

گروه خونی AB 
وجه مشخصه این گروه همراه شدن خواص و شخصیت های گروه A وB با هم است. قابلیت تغییر شرایط بدنی با تغییر یافتن عوامل خارجی را داشته، دستگاه هاضمه حساس و ضعیفی دارند. سیستم دفاعی آنها مقاومت کمی دارد و می توانند با استفاده از ورزش به استرس  ها و ناراحتی های محیطی پاسخ دهند.خلاقیت در این افراد وجود دارد. آنها در همان مراحل اولیه استرس به آن جواب می دهند و آن را از سر می گذرانند. در افراد این گروه عشق  به معنای واقعی وجود دارد. 
این افراد ، مهربان خوش خلق، خلیق و آرام هستند. میل به نصیحت کردن و راهنمایی مردم در آنها زیاد است و بسیاری از آنها هر کاری از دست شان برمی آید برای کمک به دیگران انجام می دهند.سیستم دفاعی آنها ضعیف بوده و در برابر میکروب ها و ویروس ها از خود مقاومت زیادی بروز نمی دهند. افراد گروه AB به خاطر حسن نیت فراوان و خوش قلبی ، همیشه خیر و خوبی مردم را می خواهند و همه را به صلح و آرامش دعوت می کنند.بسیاری از درمانگرها و کسانی که روی انرژی درمانی کار می کنند دارای گروه خونی AB می باشند.

+ نوشته شده در 10:11 توسط عاشق دل شکسته... |


پشت سر هر معشوق ، خدا ايستاده است 

پشت سر هر آنچه كه دوستش مي داري

و تو براي اين كه معشوقت را از دست ندهي

بهتر است بالاتر را نگاه نكني

زيرا ممكن است چشمت به خدا بيفتد 

و او آنقدر بزرگ است 

كه هر چيز پيش او كوچك جلوه مي كند

پشت سر هر معشوق ، خدا ايستاده است

اگر عشقت ساده است و كوچك و معمولي

اگر عشقت گذراست و تفنن و تفريح

خدا چندان كاري به كارَت ندارد

اجازه مي دهد كه عاشقي كني

تماشايت مي كند و مي گذارد كه شادمان باشي . . .

اما هر چه كه در عشق ثابت قدم تر شوي

خدا با تو سختگيرتر مي شود

هر قدر كه در عاشقي عميق تر شوي و پاكبازتر 

و هر اندازه كه عشقت ناب تر شود و زيباتر

بيشتر بايد از خدا بترسي

زيرا خدا از عشق هاي پاك و عميق و ناب و زيبا نمي گذرد

مگر آنكه آن را به نام خودش تمام كند

 

پشت سر هرمعشوقي ، خدا ايستاده است 

و هر گامي كه تو در عشق برمي داري

خدا هم گامي در غيرت برمي دارد

تو عاشق تر مي شوي و خدا غيورتر

و آنگاه كه گمان مي كني معشوق چه دست يافتني است 

و وصل چه ممكن و عشق چه آسان

خدا وارد كار مي شود و خيالت را درهم مي ريزد 

و معشوقت را درهم مي كوبد

معشوقت ، هر كس كه باشد 

و هر جا كه باشد و هر قدر كه باشد

خدا هرگز نمي گذارد ميان تو و او ، چيزي فاصله بيندازد

معشوقت مي شكند و تو نااميد مي شوي 

و نمي داني كه نااميدي زيباترين نتيجه عشق است

نااميدي ازاينجا و آنجا

نااميدي از اين كس و آن كس

نااميدي از اين چيز و آن چيز

تو نااميد مي شوي و گمان مي كني 

كه عشق بيهوده ترين كارهاست

و برآني كه شكست خورده اي
 

و خيال مي كني كه آن همه شور و آن همه ذوق 

و آن همه عشق را تلف كرده اي

اما خوب كه نگاه كني 

مي بيني حتي قطره اي از عشقت

حتي قطره اي هم هدر نرفته است 

خدا همه را جمع كرده و همه را براي خويش برداشته 

و به حساب خود گذاشته است

خدا به تو مي گويد: 

مگر نمي دانستي 

كه پشت سر هر معشوق خدا ايستاده است؟ 

تو براي من بود كه اين همه راه آمده اي 

و براي من بود كه اين همه رنج برده اي 

و براي من بود كه اينهمه عشق ورزيده اي

پس به پاس اين ؛

قلبت را و روحت را و دنيايت را وسعت مي بخشم 

و از بي نيازي نصيبي به تو مي دهم.

و اين ثروتي است كه هيچ كس ندارد

تا به تو ارزاني اش كند 

فردا اما تو باز عاشق مي شوي 

تا عميق تر شوي و وسيع تر و بزرگ تر و نااميدتر

تا بي نيازتر شوي و به او نزديكتر

راستي : 

اما چه زيباست 

و چه باشكوه و چه شورانگيز 

كه پشت سر هر معشوقي خدا ايستاده است!

                                                                    عرفان نظر آهاري

+ نوشته شده در 13:17 توسط عاشق دل شکسته... |


پشت سر هر معشوق ، خدا ايستاده است 

پشت سر هر آنچه كه دوستش مي داري

و تو براي اين كه معشوقت را از دست ندهي

بهتر است بالاتر را نگاه نكني

زيرا ممكن است چشمت به خدا بيفتد 

و او آنقدر بزرگ است 

كه هر چيز پيش او كوچك جلوه مي كند

پشت سر هر معشوق ، خدا ايستاده است

اگر عشقت ساده است و كوچك و معمولي

اگر عشقت گذراست و تفنن و تفريح

خدا چندان كاري به كارَت ندارد

اجازه مي دهد كه عاشقي كني

تماشايت مي كند و مي گذارد كه شادمان باشي . . .

اما هر چه كه در عشق ثابت قدم تر شوي

خدا با تو سختگيرتر مي شود

هر قدر كه در عاشقي عميق تر شوي و پاكبازتر 

و هر اندازه كه عشقت ناب تر شود و زيباتر

بيشتر بايد از خدا بترسي

زيرا خدا از عشق هاي پاك و عميق و ناب و زيبا نمي گذرد

مگر آنكه آن را به نام خودش تمام كند

 

پشت سر هرمعشوقي ، خدا ايستاده است 

و هر گامي كه تو در عشق برمي داري

خدا هم گامي در غيرت برمي دارد

تو عاشق تر مي شوي و خدا غيورتر

و آنگاه كه گمان مي كني معشوق چه دست يافتني است 

و وصل چه ممكن و عشق چه آسان

خدا وارد كار مي شود و خيالت را درهم مي ريزد 

و معشوقت را درهم مي كوبد

معشوقت ، هر كس كه باشد 

و هر جا كه باشد و هر قدر كه باشد

خدا هرگز نمي گذارد ميان تو و او ، چيزي فاصله بيندازد

معشوقت مي شكند و تو نااميد مي شوي 

و نمي داني كه نااميدي زيباترين نتيجه عشق است

نااميدي ازاينجا و آنجا

نااميدي از اين كس و آن كس

نااميدي از اين چيز و آن چيز

تو نااميد مي شوي و گمان مي كني 

كه عشق بيهوده ترين كارهاست

و برآني كه شكست خورده اي
 

و خيال مي كني كه آن همه شور و آن همه ذوق 

و آن همه عشق را تلف كرده اي

اما خوب كه نگاه كني 

مي بيني حتي قطره اي از عشقت

حتي قطره اي هم هدر نرفته است 

خدا همه را جمع كرده و همه را براي خويش برداشته 

و به حساب خود گذاشته است

خدا به تو مي گويد: 

مگر نمي دانستي 

كه پشت سر هر معشوق خدا ايستاده است؟ 

تو براي من بود كه اين همه راه آمده اي 

و براي من بود كه اين همه رنج برده اي 

و براي من بود كه اينهمه عشق ورزيده اي

پس به پاس اين ؛

قلبت را و روحت را و دنيايت را وسعت مي بخشم 

و از بي نيازي نصيبي به تو مي دهم.

و اين ثروتي است كه هيچ كس ندارد

تا به تو ارزاني اش كند 

فردا اما تو باز عاشق مي شوي 

تا عميق تر شوي و وسيع تر و بزرگ تر و نااميدتر

تا بي نيازتر شوي و به او نزديكتر

راستي : 

اما چه زيباست 

و چه باشكوه و چه شورانگيز 

كه پشت سر هر معشوقي خدا ايستاده است!

                                                                    عرفان نظر آهاري

+ نوشته شده در 13:17 توسط عاشق دل شکسته... |


كاش در دهكده عشق فراواني بود
توي بازار صداقت كمي ارزاني يود
كاش اگر گاه كمي لطف به هم ميكرديم
مختصر بود ولي ساده و پنهاني بود
كاش به حرمت دلهاي مسافر هر شب
روي شفاف تزين خاطره مهماني بود
كاش دريا كمي از درد خودش كم مي كرد
قرض مي داد به ما هرچه پريشاني بود
كاش به تشنگي پونه كه پاسخ داديم
رنگ رفتار من و لحن تو انساني بود
مثل حافظ كه پر از معجزه و الهامست
كاش رنگ شب ما هم كمي عرفاني بود
چه قدر شعر نوشتيم براي باران
غافل از آن دل ديوانه كه باراني بود
كاش سهراب نمي رفت به اين زودي ها
دل پر از صحبت اين شاعر كاشاني بود
كاش دل ها پر افسانه ي نيما مي شد
و به يادش همه شب ماه چراغاني بود
كاش اسم همه دختركان اينجا
نام گلهاي پر از شبنم ايراني بود
كاش چشمان پر از پرسش مردم كمتر
غرق اين زندگي سنگي و سيماني بود
كاش دنياي دل ما شبي از اين شبها
غرق هر چيز كه مي خواهي و مي داني بود
دل اگر رفت شبي كاش دعايي بكنيم
راز اين شعر همين مصرع پاياني بود

+ نوشته شده در 12:49 توسط عاشق دل شکسته... |


... الو... سلام 

کسي اونجا نيست ؟؟؟؟؟

مگه اونجا خونه ي خدا نيست؟

پس چرا کسي جواب نميده؟ 

 

يهو يه صداي مهربون! ..مثل اينکه صداي يه فرشتس .بله با کي کار داري کوچولو؟

 

خدا هست؟ باهاش قرار داشتم.. قول داده امشب جوابمو بده.

 

بگو من ميشنوم .کودک متعجب پرسيد: مگه تو خدايي ؟من با خدا کار دارم ...

 

هر چي ميخواي به من بگو قول ميدم به خدا بگم .

 

صداي بغض آلودش آهسته گفت يعني خدام منو دوست نداره؟؟؟؟

فرشته ساکت بود .بعد از مکثي نه چندان طولاني:نه خدا خيلي دوستت داره.مگه کسي ميتونه تو رو 

دوست نداشته باشه؟

 

بلور اشکي که در چشمانش حلقه زده بود با فشار بغض شکست وبر روي گونه اش غلطيد وباهمان بغض

 گفت :اصلا اگه نگي خدا 

 

باهام حرف بزنه گريه ميکنما...

بعد از چند لحظه هياهوي سکوت ؛

 

بگو زيبا بگو .هر آنچه را که بر دل کوچکت سنگيني ميکند بگو..ديگر بغض امانش را بريده بود بلند بلند 

گريه کرد وگفت:خدا جون خداي مهربون،خداي قشنگم ميخواستم بهت بگم تو رو خدا نذار بزرگ شم تو رو

 خدا...چرا ؟اين مخالف تقديره .چرا دوست نداري بزرگ بشي؟آخه خدا من خيلي تو رو دوست دارم قد 

مامانم ،ده تا دوستت دارم .اگه بزرگ شم نکنه مثل بقيه فراموشت کنم؟

 

نکنه يادم بره که يه روزي بهت زنگ زدم ؟نکنه يادم بره هر شب باهات قرار داشتم؟مثل بقيه که بزرگ 

شدن و حرف منو نمي فهمن.

 

مثل بقيه که بزرگن و فکر ميکنن من الکي ميگم با تو دوستم .مگه ما باهم دوست نيستيم؟پس چرا 

کسي حرفمو باور نميکنه ؟خدا چرا بزرگا حرفاشون سخت سخته؟مگه اينطوري نمي شه باهات حرف 

زد...

خدا پس از تمام شدن گريه هاي کودک:آدم ،محبوب ترين مخلوق من.. چه زود خاطراتش رو به ازاي بزرگ

 شدن فراموش ميکنه...کاش همه مثل تو به جاي خواسته هاي عجيب من رو از خودم طلب ميکردند تا 

تمام دنيا در دستشان جا ميگرفت.

 

کاش همه مثل تو مرا براي خودم ونه براي خودخواهي شان ميخواستند .دنيا براي تو کوچک

 است ...

 

بيا تا براي هميشه کوچک بماني وهرگز بزرگ نشوي...

کودک کنار گوشي تلفن،درحالي که لبخندبرلب داشت در آغوش خدا به خواب فرو رفت 

+ نوشته شده در 9:52 توسط عاشق دل شکسته... |